خلوتی با رشحه
شمارهٔ ۲۵ - غزل چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم
رشحه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیمبه کرشمههای نهانی و به تفقدات زبانیم
۲
نه به ناز تکیه کند گلی نه به ناله دلشده بلبلیتو اگر به طرف چمن دمی بنشینی و بنشانیم
۳
ز غمِ تو خونْ دلِ ناتوان، ز جفات رفته ز تن توانبه لب است جان و تو هر زمان، ستمی ز نو برسانیم
۴
ز سحاب لطف تو گر نمی، برسد به نخل امید مننه طمع ز ابر بهاری و نه زیان ز باد خزانیم
صفحهٔ ۱ از ۲