شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۱۵

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساربانا پرشتابان بار ازین منزل مبندبس خرابم من یک امروز دگر محمل مبند
۲
حالیا از چشم طوفان خیز من ره دجله استیک دو روز دیگری این رخت ازین ساحل مبند
۳
غافلی کز من به رویت مانده باقی یک نگاهدر محلی این چنین چشم از من غافل مبند
۴
نیست حد آدمی کز تن برد جان در وداعروح انسان پیکری تهمت بر آب و گل مبند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth