شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۳۴

غزلیات از رسالهٔ جلالیه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خوبی ذره‌ای بودی چه در کوی تو جا کردمبه دامن گرم آتشپاره‌ای اما خطا کردم
۲
منت دادم به کف شمشیر استغنا که افکندیتن اهل وفا در خون ولی بر خود جفا کردم
۳
تو خود آئینه‌ای بودی ولی ماه جمالت رامن از فیض نظر آئینهٔ گیتی نما کردم
۴
بلای خلق بودی اول ای سرو سهی بالامنت آخر بلائی از بلاهای خدا کردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth