خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات از رسالهٔ جلالیه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دعوی آمده ترکی که صید خود کندمدل از تو میکنم ای بت خدا مدد کندم
۲
مرا تو کشتهای و بر سرم ستاده کسیکه یک فسون ز لبش زنده ابد کندم
۳
عجب که با همه عاشق کشی حسد نبریکه آن مسیح نفس روح در جسد کندم
۴
مرا زیاده ز حد کرده است با خود نیکرسیده کار به آن هم که با تو بد کندم
صفحهٔ ۱ از ۲