خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود راچو شمع ای سیم تن زین غصه خواهم سوختن خود را
۲
بیا بر بام و با من یک سخن زان لعل نوشین کنکه خواهم بر سر کوی تو کشتن بی سخن خود را
۳
من از دیوانگی تیغ زبان با چرخ خواهم زدتو عاقل باش و بر تیغ زبان من مزن خود را
۴
به من عهدی که در عهد از محبت بستهای مشکنبه بد عهدی مگردان شهرهای پیمان شکن خود را
صفحهٔ ۱ از ۲