خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صوفی از پرتو مِی رازِ نهانی دانستگوهرِ هر کس از این لعل، توانی دانست
۲
قدر مجموعهٔ گل، مرغِ سَحَر داند و بسکه نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست
۳
عرضه کردم دو جهان بر دلِ کاراُفتادهبه جز از عشقِ تو باقی همه فانی دانست
۴
آن شد اکنون که ز اَبنایِ عَوام اندیشممُحتَسِب نیز در این عیشِ نهانی دانست
صفحهٔ ۱ از ۳