شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوم هلاک چو غیری خورد خدنگ تو راکه دانم آشتئی در قفاست جنگ تو را
۲
که کرده پیش تو اظهار سوز ما امروزکه آتش غضب افروخته است رنگ تو را
۳
مصوران قلم از مو کنند تا نکشندزیاده از سرموئی دهان تنگ تو را
۴
زمان زمان کنم افزون جراحت تن خویشز بس که بوسه زنم زخمهای سنگ تو را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth