خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو راکه به آن شربت آلوده لب آلوده تو را
۲
که به آن مایهٔ جهل این قدرت کرده دلیرکه ز اندیشهٔ دل بر حذر آسوده تو را
۳
که دران نشئه تو را دست هوس سوده به گلکه به رخ برقع شرم این همه بگشوده تو را
۴
زده آن آب که بر خاک وجودت ای گلکه در خانهٔ عصمت به گل اندوده تو را
صفحهٔ ۱ از ۲