خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن از پرتوِ رویت نظری نیست که نیستمِنَّت خاکِ درت بر بصری نیست که نیست
۲
ناظرِ روی تو صاحب نظرانند آریسِرِّ گیسوی تو در هیچ سَری نیست که نیست
۳
اشکِ غَمّازِ من ار سرخ برآمد چه عجب؟خجل از کردهٔ خود پرده دری نیست که نیست
۴
تا به دامن ننشیند ز نسیمش گَردیسیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
صفحهٔ ۱ از ۳