خلوتی با حافظ
غزل شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز آستان تواَم در جهان، پناهی نیستسر مرا به جز این در، حوالهگاهی نیست
۲
عَدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازمکه تیغِ ما، به جز از نالهای و آهی نیست
۳
چرا زِ کویِ خرابات روی برتابم؟کز این بِهَم به جهان، هیچ رسم و راهی نیست
۴
زمانه گَر بزند آتشم به خرمنِ عمربگو بسوز که بر من به برگِ کاهی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳