شعر را زندگی کن
خلوتی با محتشم کاشانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خاک هر سر خاری که میشود پیدابشارت است به توحید واحد یکتا
۲
ز سبزه هر رقم تازه بر حواشی جویعبارت است ز ابداع مبدع اشیا
۳
به دست شاهد بستان زهر گل آینه‌ایستدر او نموده رخ صنع بوستان آرا
۴
هزار شاخ ز یک آب و گل نموده نموکه کس ندیده یکی را به دیگری مانا
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth