خلوتی با محتشم کاشانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - وله ایضا من بدایع افکاره
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرورا ادعیهات تا برسانم به نصاباز دعا هر نفسم نقش جدیدیست بر آب
۲
سپه ادعیهام روی فلک میگیردتا تو را میرسد از روی زمین پا به رکاب
۳
آنچنانست دلم بهر تو از ادعیه گرمکه فلک از نفسم میشنود بوی کباب
۴
میکنم هر سو مویت به دعائی پیوندمن که پیوند بر دیدهٔ خویشم از خواب
صفحهٔ ۱ از ۴