خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۸ - این ابیات مثنوی حسبالحال گفته در عذر ارسال شعر به بزرگی که شعر میگفته
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن اعرابیم اندر دل برکه آنجا مرغ جان را سوختی پر
۲
تمام عمر آب شور میخوردگمانی هم به آب خوش نمیبرد
۳
قضا را روزی اندر نوبهارانگوی را مانده در ته آب باران
۴
چو اعرابی چشید آن آب بر جستعزیمت را به این نیت کمر بست
صفحهٔ ۱ از ۷