شعر را زندگی کن
خلوتی با شیخ بهایی

غزل شمارهٔ ۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا سرو قباپوش تو را دیده‌ام امروزدر پیرهن از ذوق نگنجیده‌ام امروز
۲
من دانم و دل، غیر چه داند که در این بزماز طرز نگاه تو چه فهمیده‌ام امروز
۳
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کردبر خود، چو سر زلف تو پیچیده‌ام امروز
۴
هشیاریم افتاد به فردای قیامتزان باده که از دست تو نوشیده‌ام امروز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth