خلوتی با فروغی بسطامی
شمارهٔ ۱۵
تضمینها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش در میکده با آن صنم قافیهدانخواندم این مطلع شه را و زدم رطل گران
۲
«برقع از روی برافکن که همه خلق جهانبه یکی روز ببینند دو خورشید عیان»
۳
رخ رخشان بنما، دیدهٔ جان را بفروزلب میگون بگشا آتش دل را بنشان
۴
مهر خورشید رخت هیچ نگنجد به ضمیروصف یاقوت لبت هیچ نیاید به زبان
صفحهٔ ۱ از ۳