خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میکُند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرامیکِشد نرگس مست تو به میخانه مرا
۲
متحیر شدهام تا غم عشقت ناگاهاز کجا یافت در این گوشهٔ ویرانه مرا
۳
هوس در بناگوش تو دارد دل منقطرهٔ اشک از آنست چو دردانه مرا
۴
دولتی یابم اگر در نظر شمع رختکشته و سوخته یابند چو پروانه مرا
صفحهٔ ۱ از ۲