خلوتی با عبید زاکانی
غزل شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را ز شوق یار به غیر التفات نیستپروای جان خویش و سر کاینات نیست
۲
از پیش یار اگر نفسی دور میشومهر دم که میزنم ز حساب حیات نیست
۳
در عاشقی خموشی و در هجر صابریاین خود حکایتیست که در ممکنات نیست
۴
رندی گزین که شیوهٔ ناموس و رنگ و بوغیر از خیال باطل و جز ترهات نیست
صفحهٔ ۱ از ۲