شعر را زندگی کن
خلوتی با عبید زاکانی

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - در مدح یکی از پادشاهان عصر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شقهٔ شب عنبر نثار بگشاینددر سراچهٔ نیلی حصار بگشایند
۲
سپهر را تتق زرنگار بربندندز پیش پردهٔ گوهر نگار بگشایند
۳
به زخم تیغ مقیمان خطهٔ خاورولایت از سپه زنگبار بگشایند
۴
شکوفه‌ها که در آن لحظه چشم باز کنندزبان به شکر نسیم بهار بگشایند
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth