خلوتی با عبید زاکانی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸ - در مدح خواجه رکنالدین عمیدالملک
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز گل جلوهکنان روی به صحرا داردنوجوان است سر عیش و تماشا دارد
۲
خار در پهلو و پا در گل و خوش میخنددلطف بین کین گل نورستهٔ رعنا دارد
۳
آب هر لحظه چو داود زره میسازدباد خاصیت انفاس مسیحا دارد
۴
لاله بر طرف چمن رقص کنان پندارینو عروسیست که پیراهن والا دارد
صفحهٔ ۱ از ۷