خلوتی با عبید زاکانی
بخش ۸ - پیغام فرستادن عاشق به معشوق
عشاقنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پس از عمری که دل خونابه میخوردخرد بیرون شد و دل کار میکرد
۲
چو بر دل شد ز غم راه نفس تنگبه صد افسون و صد دستان و نیرنگ
۳
عقابی تیز پر را رام کردمبه سوی آن صنم پیغام کردم
۴
که ای هم جان و هم جانانهٔ دلغمت سلطان خلوت خانهٔ دل
صفحهٔ ۱ از ۶