خلوتی با امیرخسرو دهلوی
شمارهٔ ۳ - سلطان کیقباد، گر چه جوان عشرت پسند و عیاش بود مگر از فهم شعر بی بهره نبود وامیر خسرو را صله داد و مکلف به نظم آوردن شرح دیدار او سال پیش بین پسر و پدر (کیقباد و ناصرالدین محمود) نمود، زیرا امیر خسرو خود گواه آن وقایع بود که، آن زمان سبب استحکام اوضاع سلطنت هند گردید در قران السعدین میگوید:
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بعد دو روزی که رسیدم ز راهزآمدنم زود خبر شد به شاه
۲
حاجبی آمد بشتابندگیداد نویدم به صف بندگی
۳
شه چو در چیدهٔ من دیده ترمهره بچید از ندمای دیگر
۴
گفت که : ای ختم سخن پروران!ریزه خور خوانچهٔ تو دیگران
صفحهٔ ۱ از ۵