خلوتی با امیرخسرو دهلوی
بخش ۲۸ - رفتن خسرو پیش فرهاد و مناظرهٔ ایشان
خسرو و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهنشه گفت کز بخت دل افروزبه جوی شیر خواهم رفت امروز
۲
کشید از تن لباس مرزبانانبرون آمد بر آئین شتابان
۳
از آن سو پرس پرسان کوه بر کوهبه جوی شیر شد تنها ز انبوه
۴
تماشا کرد لختی بر لب جویبدید آن سنگها را روی در روی
صفحهٔ ۱ از ۱۸