شعر را زندگی کن
خلوتی با امیرخسرو دهلوی

بخش ۱۶ - دراز شدن ظلم گیسوی لیلی بر مجنون، و زنده داشتن مجنون شبهای فراق را به خیال لیلی، و روشن شدن مهر نوفل در آفاق بر تیرگی روز مجنون، و لرزیدن پدر پیر مجنون از دمهای سرد پسر، و سوی گرم مهری نوفل گریختن، و گرم رویی کردن، آن مهربان، و گرماگرم، شمسهٔ نسبت خود را که در پرده حیا آفتابی بود سایه پرورد، با مجنون تاریک اختر قران دادن و محترق شدن ستارهٔ مجنون، و پیش از استقامت رجعت کردن

مجنون و لیلی

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
توقیع کش مثال این حرفدر نامه، سخن چنین کند صرف
۲
کان سوختهٔ خراب سینهاورنگ نشین بی خزینه
۳
از نوفلیان چو بی غرض ماندلختی ز فراق در مرض ماند
۴
چون پیکرش از نشان نستیآمد قدری به تن درستی
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth