خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را؟خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را
۲
خورشید چون افروزدم تا هجر کمتر سوزدمدل حیلتی آموزدم کز سر بگیرم کار را
۳
ای عقل کلِ ذوفنون تعلیم فرما یک فسونکز وی بخیزد در درون رحمی نگارین یار را
۴
چون نور آن شمع چگل میدرنیابد جان و دلکی داند آخر آب و گل دلخواه آن عیار را
صفحهٔ ۱ از ۵