خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رستم از این نفْس و هوا زنده بلا مرده بلازنده و مرده وطنم نیست به جز فضل خدا
۲
رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازلمفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت مرا
۳
قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببرپوست بود پوست بود درخور مغز شعرا
۴
ای خمشی مغز منی پردهٔ آن نغز منیکمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا
صفحهٔ ۱ از ۴