خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۳ - سوز و ساز
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من باز امشب
۲
ساز در دست تو سوز دل من می گویدمن هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب
۳
مرغ دل در قفس سینه من می نالدبلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
۴
زیر هر پرده ساز تو هزاران راز استبیم آنست که از پرده فتد راز امشب
صفحهٔ ۱ از ۲