خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۱۹ - دیدار آشنا
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماهم که هالهای به رخ از دود آهش استدائم گرفته چون دل من روی ماهش است
۲
دیگر نگاه وصف بهاری نمیکندشرح خزان دل به زبان نگاهش است
۳
راه نگاه بست به چشم سیه که دیدموی دماغها همهجا خار راهش است
۴
دیدم نهان فرشتهٔ شرم و عفاف اوآورده سر به گوش من و عذرخواهش است
صفحهٔ ۱ از ۴