خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۲۲ - همت ای پیر
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توستهمه آفاق پر از نعرهٔ مستانهٔ توست
۲
در دکان همه بادهفروشان تخته استآن که باز است همیشه در میخانهٔ توست
۳
دست مشاطهٔ طبع تو بنازم که هنوززیور زلف عروسان سخن شانهٔ توست
۴
دور پیوند تسلسل به تو دادند آریدست غیبیست که با گردش پیمانهٔ توست
صفحهٔ ۱ از ۴