خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۲۶ - کاروان بیخبر
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست
۲
کاروان آمد و از یوسف من نیست خبراین چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست
۳
ماه من نیست در این قافله راهش ندهیدکاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست
۴
نامهای هم ننوشته است، خدایا چه کنمگاهش این لطف به ما هست ولی گاهش نیست
صفحهٔ ۱ از ۳