شعر را زندگی کن
خلوتی با شهریار

غزل شمارهٔ ۲۹ - انتحار تدریجی

گزیدهٔ غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من فرصت جوانی نیست
۲
من از دو روزهٔ هستی به جان شدم بیزارخدای شکر که این عمر جاودانی نیست
۳
همه به گریهٔ ابر سیه گشودم چشمدر این افق که فروغی ز شادمانی نیست
۴
به غصه بلکه به تدریج انتحار کنمدریغ و درد که این انتحار آنی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth