خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۴۳ - ستاره صبح
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزدسپاه شب به هزیمت چو دود بگریزد
۲
عروس خاوری از پرده برنیامده چرخهمه جواهر انجم به پای او ریزد
۳
بجز زمرد رخشنده ستاره صبحکه طوق سازد و بر طاق نصرت آویزد
۴
شب فراق چه پرویزنی بود گردونکه ماهتاب به جز گرد غم نمیبیزد
صفحهٔ ۱ از ۳