خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۴۹ - افسانه شب
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمدسیمای شب آغشته به سیماب برآمد
۲
آویخت چراغ فلک از طارم نیلیقندیل مه آویزه محراب برآمد
۳
دریای فلک دیدم و بس گوهر انجمیاد از توام ای گوهر نایاب برآمد
۴
شد مست چو من بلبل عاشق به چمنزارتا لاله به کف جام می ناب برآمد
صفحهٔ ۱ از ۴