خلوتی با شهریار
غزل شمارهٔ ۶۴ - روزهشکن
گزیدهٔ غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دهن بستهام از نوشلبان میبرم آزارمن اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار
۲
تا بهار است دری از قفس من نگشایدوقتی این در بگشاید که گلی نیست به گلزار
۳
چشم شاهد به سراپردهٔ مژگان چه حکایتآهو از سبزه برآورد سر و شیر ز نیزار
۴
هرگز این دور گل و لاله نمیخواستم از بختکه حریفان همه زار از من و من از همه بیزار
صفحهٔ ۱ از ۳