خلوتی با محتشم کاشانی
شمارهٔ ۳ - وله ایضا
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سلطان محمد آن شمع کز پرتو وجودشگردیده بود گردون محفل فروز دنیا
۲
در صفحهٔ رخش بود رنگ صلاح ظاهروز مطلع جبینش نور فلاح پیدا
۳
از بی وفائی عمر ناگه چو رخت بر بستوز دهر شد مسافر در خلد ساخت ماوا
۴
جان پدر ز غم سوخت خون شد دل برادروز آه و گریه بردند آرام پیر و برنا
صفحهٔ ۱ از ۲