شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

شمارهٔ ۲۲ - در هجو شهر زوری

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سیزده جنس نهاده است نبیکه همه مسخ شدند و همه هست
۲
ز آن یکی خرس که بد خنثی طبعدیگری پیل که شد فسق پرست
۳
من خری دیدم کو مسخ نبودخوک شد چون ز خری کردن جست
۴
بود اول خر و آخر شد خوکچون به بنگاه خسان دل دربست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth