خلوتی با سعدی
شمارهٔ ۴۰
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در حدود ری یکی دیوانه بودسال و مه کردی به کوه و دشت گشت
۲
در بهار و دی به سالی یک دو بارآمدی در قلب شهر از طرف دشت
۳
گفت ای آنان که تان آماده بودگاه قرب و بعد این زرینه طشت
۴
توزی و کتان به گرما پنج و ششقندز و قاقم به سرما هفت و هشت
صفحهٔ ۱ از ۲