خلوتی با سعدی
شمارهٔ ۲۹
مثنویات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خری از روستاییی بگریختجل بیفکند و پاردم بگسیخت
۲
در بیابان چو گور خر میتاختبانگ میکرد و جفته میانداخت
۳
که «به جان آمده ز محنت و بندداغ و بیطار و بار و پشماگند
۴
شادمانا و خرما که منمکه ازین پس به کام خویشتنم»
صفحهٔ ۱ از ۳