خلوتی با عطار
حکایت
آغاز کتاب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بأکافی یکی گفت ای سرافرازز معراج نبی رمزی بگو باز
۲
بیان کن سِرّ معراجش که چون بودبگفت او هم درون و هم برون بود
۳
یکی بد ذات او در بود آنجایقین میدید او معبود آنجا
۴
مکانش در حقیقت لامکان بودچرا کاندر عیان او جان جان بود
صفحهٔ ۱ از ۶