خلوتی با عطار
(۳) حکایت ترسا بچه
بخش سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی ترسای تاجر بود پر سیمکه او را خواجگی بودی در اقلیم
۲
یکی زیبا پسر او را چنان بودکه آن ترسا بچه شمع جهان بود
۳
بنفشه زلف مشک افشان ازو یافتگل نازک لب خندان ازو یافت
۴
نقابش چون ز رخ باز اوفتادیبشب در روز آغاز اوفتادی
صفحهٔ ۱ از ۵