خلوتی با عطار
(۱) حکایت عزرائیل و سلیمان علیهما السلام و آن مرد
بخش ششم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم من که عزرائیل جانسوزدر ایوان سلیمان رفت یک روز
۲
جوانی دید پیش او نشستهنظر بگشاد بر رویش فرشته
۳
چو او را دید از پیشش بدر شدجوان از بیمِ او زیر و زبر شد
۴
سلیمان را چنین گفت آن جوان زودکه فرمان ده که تا میغ این زمان زود
صفحهٔ ۱ از ۷