شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۵) حکایت حسین منصور حلاج بر سر دار

بخش ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو ببریدند ناگه بر سر دارسر دو دست حلاج آن چنان زار
۲
بدان خونی که از دستش بپالودهمه روی و همه ساعد بیالود
۳
پس او گفت آنکه سر عشق بشناختنمازش را بخون باید وضو ساخت
۴
بدو گفتند ای شوریده ایامچراکردی بخون آلوده اندام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth