شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۸) حکایت نابینا با شیخ نوری رحمه الله

بخش ششم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر پوشیده چشمی بود در راهکه بگشاده زبان می‌گفت الله
۲
چو نام حقّ ازو بشنود نوریبه پیش او دوید از ناصبوری
۳
بدو گفتا تو او را می چه دانیوگر دانی چرا تو زنده مانی
۴
بگفت این و چنان بی‌خویشتن شدکه گفتی جان مشتاقش ز تن شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth