خلوتی با عطار
(۱۶) حکایت مؤذّن و سؤال مرد از دیوانه
بخش هفتم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آوازی ز خیل نیکخواهانمؤذّن بود در شهر سپاهان
۲
در آن شهر از بزرگی گنبدی بودکه سر در گنبد گردنده میسود
۳
بر آن گنبد شد آن مرد سرافرازنماز فرض را میداد آواز
۴
یکی دیوانهٔ میرفت در راهیکی پرسید ازو کای مردِ آگاه
صفحهٔ ۱ از ۳