شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۹) سؤال کردن مردی از مجنون

بخش هشتم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رفیقی گفت با مجنون گمراهکه لیلی مُرد گفت الحمدلله
۲
چنین گفت او که ای شوریده دین توچو می‌سوزی چرا گوئی چنین تو
۳
چنین گفت او که چون من بهره زان ماهندیدستم نبیند هیچ بد خواه
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth