شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۲) حکایت شبلی رحمة الله علیه

بخش هشتم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شبلی را زیادت گشت شورَشفرو بستند در قیدی به زورش
۲
گروهی پیشِ او رفتند ناگاهبه نظاره باِستادند در راه
۳
به ایشان گفت شبلیِ سخن‌سازکه چه قومید‌؟ بر گویید هین راز
۴
همه گفتند خیلِ دوستانیمکه ره جز دوستیِ تو ندانیم
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth