خلوتی با عطار
(۱۰) حکایت آتش و سوخته
بخش نهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو سنگ و آهن افتادند درکارزهر دو آتشی آمد پدیدار
۲
درآمد سوخته کز سوز میزیستزبان بگشاد آتش گفت هین کیست
۳
جوابش داد آنجا سوخته بازکه هستم آشنا ای یار دمساز
۴
پس آتش گفت کارم روشنائیستتو تاریکی ترا چه آشنائیست
صفحهٔ ۱ از ۴