خلوتی با عطار
(۱) حکایت سلطان سنجر با عبّاسۀ طوسی
بخش دهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر یک روز سنجر شاه عالیبر عبّاسه آمد جای خالی
۲
نیامد کارِ این با کارِ آن راستچو لختی پیش او بنشست برخاست
۳
کسی گفتش چرا خاموش بودینگفتی تو حدیثی نه شنودی
۴
جوابش داد عبّاسه پس آنگاهکه چشمم آن زمان کافتاد بر شاه
صفحهٔ ۱ از ۵