خلوتی با عطار
(۹) حکایت پیر بخاری و مخنث
بخش دهم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکی پیری بخاری بود در راهمخنث پیشهٔ را دید ناگاه
۲
چو او را دید تر دامن بعالم کشید از ننگ او دامن فراهم
۳
مخنث گفت ای مرد بخارانشد نقد من و تو آشکارا
۴
مشو امروز نقدت را خریدارکه فردا نقدها گردد پدیدار
صفحهٔ ۱ از ۳