شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۶) حکایت سلطان محمود با ایاز در گرمابه

بخش یازدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر روزی ایازِ سیم‌اندامچو جان‌ها سوخت تنها شد به حمّام
۲
رفیقی گفت با محمودِ پیروزکه محبوبت به حمّامست امروز
۳
چو شه را این سخن دَر گوش آمدچو دریایی دلش دَر جوش آمد
۴
چو مردی حال کرده شاه عالیسویِ حمّام شد خالی و حالی
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth