شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

(۱۲) حکایت دیوانه

بخش یازدهم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی دیوانهٔ بی پا و سر بودکه هر روزش زهر روزی بتر بود
۲
دلش بگرفته بود از خلق وز خویشنه از پس هیچ ره بودش نه از پیش
۳
زبان بگشاد کای دانندهٔ رازچو نیست این آفرینش را سری باز
۴
ترا تا کی ز بُردن و آوریدندلت نگرفت یا رب ز آفریدن
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth